چه خبر داری ز ختم عمر او ؟
در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است:
[افراد مختلفند] یکی آن چنان است که مردم نیکوکارش می دانند، ولی اهل جهنم است. دیگری به گونه ای است که مردم با استناد به ظاهرش او را جهنمی می دانند، ولی او اهل بهشت است. سومی کسی هست که بیشتر عمرش به نیکی عمل کرده، ولی در اواخر عمرش تغییر جهت داده و دوزخی شده است. سرانجام، آن که بیشتر عمرش را در معصیت سپری کرده، ولی عاقبت به خیر و اهل بهشت شده است.
مولانا با توجه به این حدیث، چنین سروده است:
| هیچ کافر را به خواری منگرید | که مسلمان مردنش باشد امید |
| چه خبر داری ز ختم عمر او | تا بگردانی از او یکباره رو |
همچنین از امام خمینی رحمه الله در این باره نقل است:
شیخ عارف ما، مرحوم آیت اللّه شاه آبادی روحی فداه می فرمود: هیچ وقت بلعن شخص نکنید، گرچه به کافری؛ چرا که نمی دانید در حال کفر، از این عالم منتقل شده. مگر آنکه ولّی معصومی از حال بعد از مردن او اطلاع دهد؛ زیرا که ممکن است در وقت مردن، مؤمن شده باشد.
ناگفته نماند که بین شایستگی حقیقی آدمی در مدت عمرش و عاقبت به خیری او، بنابر گفته حکایت پیشین، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. به قول شمس تبریزی: «این خود، راست است که بنده خدا را و خاص خدا را، چون وقت احتضار آید، چه زَهره باشد شیطان را که گرد او گردد».




چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست؛ بی چراغ دل آگاه به این راه مرو