خدایا مارا بخواه
آن کس را که حق او را خواهد، راه را به او نشان خواهد داد ، پس راه برای وی کوتاه خواهد بود ...
" ابوالحسن خَرقانی "
توصیف زیبای ملاصدرا از خدا
ای بــرادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود
یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود
![[تصویر: 16.jpg]](http://atrenarges313.persiangig.com/image/16.jpg)
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند
اگر نمي توان در مورد حقيقت با آرامش صحبت كرد.......
محبت.....
ممكن است بيان عبارات محبت آميز، ساده به نظر برسد، اما بازتاب آنها تا بي نهايت ادامه مي يابد.
دعا كردن......
دعا كردن، خواهش نيست، بلكه قرار دادن خود در دستان خدا و گوش دادن به صداي او از ته قلب است.

خوشبینی
در روایتی علی(ع) میفرمایند:«به کلمهایکه از (دهان) کسی خارج میشود و تو برایش احتمال خیری مییابی گمان بد مبر»،
(میزانالحکمه، ج 5، ص 623، ر 11226، نشر مکتبالاعلام الاسلامی، چاپ اول، سال 1362 ه.ش)
تا زنده ای کمی تلاش به خرج دهید و اگر لازم آمد همین امشب مهاجرت را شروع کنید !".
روزی مردی نزد شیوانا آمد و از فقر و تنگدستی گله کرد . او گفت که در دهکده زمینی کوچک دارد و کلبه ای محقرانه و متاسفانه دخل و خرجش کفاف تامین معاش خانواده را نمیدهد و هر روز از روز قبل فقیرتر و تنگدست تر میشود . او گفت که در دهکده برای او کاری نیست و تمام اهل خانه چشم امیدشان به اوست تا کاری برای خود دست و پا کند و درآمدی کسب نماید . اما چنین کاری پیدا نمیشود و او نمیداند چه کند .
شیوانا از مرد پرسید : " اگر همین الان زلزله ای بیاید و همه چیز حتی همان کلبه و زمین را از بین ببرد و چیزی برای فروختن و کسی برای خریدن در دهکده باقی نماند ، اما تو و خانواده و بقیه اهل دهکده به فرض محال زنده بمانید ، آنگاه چه میکنید ؟"
مرد تنگدست فکری کرد و گفت :" خوب ! اندکی قوت لایموت جمع میکنیم و دسته ( جمعی به شهر دیگری مهاجرت میکنیم و دسته جمعی هر جا کاری بود مستقر میشویم و زندگی کولی وار را شروع میکنیم! "
آنگاه شیوانا تبسمی کرد و گفت :" خوب! حتما باید بمیری و یا حتما باید زلزله ای بیاید تا تو و خانواده ات به خود تکانی دهید و مهاجرت را شروع کنید . تا زنده ای کمی تلاش به خرج دهید و اگر لازم آمد همین امشب مهاجرت را شروع کنید !".
دیوار تسلیم ات را عقب بکش !
شیوانا هرازچندگاهی به مدت چند هفته ، شاگردانش را به خارج شهر و دامن طبیعت می برد و از آنها می خواست که در شرایط واقعی طبیعی برای خود آب و غذا و پناهگاه بسازند و زندگی طبیعی و با دست خالی را تجربه کنند. در این مواقع شاگردان مجبور بودند با دست خالی به شکار حیوانات بپردازند و با وسایل ساده تله و سبد و آتش درست کنند و برای خود جان پناه بسازند. گاهی اوقات گروه شیوانا با حیوانات وحشی مواجه می شدند و مجبور بودند در شرایط واقعی و با دست خالی از جان خویش محافظت کنند.
خیلی از شاگردان شیوانا بخصوص تازه واردها ، نسبت به این نوع زندگی و آموزش در طبیعت گله مند بودند و آن را غیر ضروری و بی رحمانه می خواندند. اما برعکس بعضی از شاگردان بخصوص آنها که قدیمی تر بودند ، از این شکل زندگی لذت می بردند و گاهی به تنهایی برای چند هفته از مدرسه فاصله می گرفتند و در دامن طبیعت به تمرین و زندگی می پرداختند.
روزی یکی از شاگردان تازه وارد که از زندگی دشوار در طبیعت طاقتش طاق شده بود از شیوانا پرسید: " برای چه باید این همه سختی را تحمل کنیم در حالی که در مدرسه همه چیز برای یک زندگی ساده و راحت فراهم است؟"
شیواناپاسخ داد: " برای اینکه دیوار تسلیم خود را عقب تر بکشیم و نگذاریم هر کسی که از راه می رسد با اندک تهدیدی ما را به گوشه دیوار بچسباند و وادار به تسلیم سازد!"
شاگرد تازه وارد با تعجب پرسید:" از کدام دیوار صحبت می کنید اینجا که دیواری نیست؟!"
شیوانا لبخندی زد وگفت:" دیری نمی پاید که در زندگی خود با اشخاصی روبرو می شوی که از تو انتظار تسلیم دارند. تو مجبور می شوی عقب نشینی کنی. آنها درآمد و امنیت تو را به خطر می اندازند و تو باز مجبور می شوی عقب نشینی کنی. آنها نزدیک تر می آیند و شغل و اعتبار تو را تهدید می کنند. و تو باز مجبور می شوی عقب بکشی. تا سرانجام جایی کم می آوری. جایی که می بینی اگر یک قدم عقب تر بگذاری دیگر طاقت ات طاق خواهد شد. همان جا دیوار تسلیم توست.
من شما را به اینجا می آورم تا بتوانید در سخت ترین شرایط وقتی در زندگی با تهدیدی مواجه شدید ومجبور به عقب نشینی شدید کم نیاورید و زود تسلیم نشوید. شما اکنون می توانید با حداقل امکانات در دامن طبیعت در سخت ترین شرایط زنده بمانید. این یعنی دیوار تسلیم شما به جایی رفته است که دیگر نمی توان آن را تهدید کرد.
مطمئن باش فقط کسانی زنده می مانند و مقاومت می کنند و پیروز از میدان بیرون می آیند که طاقت زندگی در سخت ترین شرایط را داشته باشند و دیوار تسلیم شان آن دور دورها باشد."
چگونه نمي دانستي كه .....
مردي سجاده عابدي را دزديد. عابد چون ديد، دزد خجالت كشيد و سجاده را واگذاشت و گفت: نمي دانستم كه سجاده از توست. عابد گفت: چگونه نمي دانستي كه سجاده از تو نيست؟!
چه كسي از عداوت مردم سالم مي ماند؟
به حكيمي گفتند: چه كسي از عداوت مردم سالم مي ماند؟
http://kashkoolat.blogfa.com/
اگر خواستي بداني كه در تو خيري هست يا نه......
كدام صبر شديدتر است؟
شبلي گفت: صبر براي خدا ... جوان گفت: نه.
گفت: صبر همراه با كمك خدا ... گفت: نه
گفت: صبر بر خدا .... گفت: نه
گفت: صبر در راه خدا ... گفت: نه
گفت: صبر با خدا ... گفت: نه.
شبلي گفت: پس واي بر تو! كدام صبر است؟
جوان گفت: صبر از فراق خدا.
پس شبلي آهي كشيد و بيهوش شد و افتاد.
چه خبر داری ز ختم عمر او ؟
در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است:
[افراد مختلفند] یکی آن چنان است که مردم نیکوکارش می دانند، ولی اهل جهنم است. دیگری به گونه ای است که مردم با استناد به ظاهرش او را جهنمی می دانند، ولی او اهل بهشت است. سومی کسی هست که بیشتر عمرش به نیکی عمل کرده، ولی در اواخر عمرش تغییر جهت داده و دوزخی شده است. سرانجام، آن که بیشتر عمرش را در معصیت سپری کرده، ولی عاقبت به خیر و اهل بهشت شده است.
مولانا با توجه به این حدیث، چنین سروده است:
| هیچ کافر را به خواری منگرید | که مسلمان مردنش باشد امید |
| چه خبر داری ز ختم عمر او | تا بگردانی از او یکباره رو |
همچنین از امام خمینی رحمه الله در این باره نقل است:
شیخ عارف ما، مرحوم آیت اللّه شاه آبادی روحی فداه می فرمود: هیچ وقت بلعن شخص نکنید، گرچه به کافری؛ چرا که نمی دانید در حال کفر، از این عالم منتقل شده. مگر آنکه ولّی معصومی از حال بعد از مردن او اطلاع دهد؛ زیرا که ممکن است در وقت مردن، مؤمن شده باشد.
ناگفته نماند که بین شایستگی حقیقی آدمی در مدت عمرش و عاقبت به خیری او، بنابر گفته حکایت پیشین، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. به قول شمس تبریزی: «این خود، راست است که بنده خدا را و خاص خدا را، چون وقت احتضار آید، چه زَهره باشد شیطان را که گرد او گردد».
احكام نمازهای مستحبی
| احكام نمازهای مستحبی |
| 1. تمام نمازهای مستحبی به صورت دو ركعتی خوانده می شوند، مگر نماز وتر در نافله شب، كه یك ركعت است، و نماز اعرابی، كه به صورت یك دو ركعتی و دو چهار ركعتی خوانده می شود.[1] 2. در نمازهای مستحبی غیراز چند نماز، خواندن سوره واجب نیست.[2] 3. شكستن نمازهای مستحبی حتی از روی اختیار جایز است.[3] 4. زیاد كردن ركن (مانند ركوع) از روی سهو نمازهای مستحبی را باطل نمی كند.[4] 5. در نماز مستحب شك میان ركعت اول و دوم، نماز را باطل نمی كند و نمازگزار می توان بنا بر هر كدام بگذارد.[5] 6. نمازهای نافله را می شود نشسته خواند، ولی بهتر است كه دو ركعت نماز نافله نشسته را یك ركعت حساب كند.[6] 7. نافله ظهر و عصر را در سفر نباید خواند، ولی نافله عشاء را به این نیّت كه شاید مطلوب باشد می تواند به جا آورد.[7] 8. برای نمازهای واجب، بهتر است انسان به مسجد برود، ولی در باره نوافل چنین دستوری نیست. 9. انجام كم و زیاد كردن سهوی در نمازهای مستحبی سجده سهو ندارد. 10. اگر نماز مستحب را كسی در وقتش نتوانست بخواند قضای آن را می تواند انجام دهد. 11. نماز مستحبی را می شود درحال راه رفتن و سواری خواند و اگر انسان در این دو حال، نماز مستحبی بخواند لازم نیست رو به قبله باشد.[8] 12. نمازهای مستحبی را می توان در حال ایستاده، نشسته، خوابیده، موقع راه رفتن و... بجا آورد كه در این صورت برای ركوع و سجده می توان با سر اشاره كرد، البته باید رو به قبله بودن در حد امكان رعایت شود. 13. در نماز مستحبی، آرامش بدن شرط نیست و اگر سهواً ركنی اضافه یا كم شود باطل نمی شود. 14. نماز مستحبی را می شود نذر كرد، كه بعد می توان آن را در حالت نشسته و یا ایستاده و در حال راه رفتن به جا آورد، اما از ابتدا نمی تواند نذر كند كه نماز مستحبی را مثلاً نشسته به جا خواهم آورد. امام می فرماید: «این گونه نذر كردن محل اشكال است». طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات كرده و می فرماید: «به بندهام بنگرید چیزی را كه بر او واجب نكرده ام قضا می كند».[9] [1] . العروه الوثقی، ج 2، ص 111، م 6. [2] . همان منبع، م 7. [3] . العروه الوثقی، ج 2، ص 111، م 7. [4] . همان منبع. [5] . توضیح المسائل، م 1167. [6] . توضیح المسائل، م 766. [7] . توضیح المسائل، م 767. [8] . توضیح المسائل، م 781. [9] . بحار الانوار، ج 87، ص 202. |
نماز جعفر طیار
| نماز جعفر طیار |
| با فضیلت ترین وقت خواندن نماز جعفر (طیار) روز جمعه هنگام بالا آمدن آفتاب است. می توان آن را از نافله های شب یا روز حساب كرد كه هم برای او از نوافلش حساب شود و هم نماز جعفر (طیار)، كما این كه در روایت آمده است پس با نماز جعفر نافله نماز مغرب را مثلا نیت می كند. كیفیت نماز جعفر طیّار این نماز چهار ركعت است كه دو سلام دارد (دو تا دو ركعتی). در هر ركعتی حمد و سوره می خواند، سپس پانزده مرتبه می گوید: «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الّا الله و الله اكبر». و همین تسبیح را ده مرتبه در ركوع و هم چنین ده مرتبه بعد از سر برداشتن از ركوع و هم چنین ده مرتبه در سجده اول و ده مرتبه بعد از سر برداشتن از آن و ده مرتبه در سجده دوم و ده مرتبه بعد از سر بلند نمودن تسبیحات را می گوید. پس در هر ركعتی هفتاد و پنج مرتبه و مجموع آنها (در تمام چهار ركعت) سیصد تسبیح می شود. حال اگر كسی می خواهد نماز جعفر را بخواند، اما فرصت كافی برای گفتن تمام سیصد مرتبه ذكر تسبیحات اربعه را ندارد، می تواند به همان مقدار كه فرصت دارد بخواند و مابقی را پس از اتمام نماز، در هر حالتی كه بود، به امید ثواب بخواند و اگر اصلا وقت برای گفتن تسبیحات اربعه ندارد، می تواند دو نماز دو ركعتی به نیت جعفر بخواند و ذكرهای تسبیحات اربعه را بعد از نماز در حال راه رفتن و یا در محیط كار به امید ثواب بگوید و یا اگر فرصتش به مقداری است كه فقط می تواند دو ركعت از نماز را به صورت كامل بخواند می تواند آن دو ركعت را خوانده و بعد كه فرصت پیدا كرد دو ركعت دیگر را بخواند. حال اگر تسبیحات اربعه را فراموش كرد بخواند، در صورتی كه محلش نگذشته باشد باید آن را به جا آورد، اما اگر محل آن گذشته، نمازش صحیح است، ولی باید بعد از نماز هر مقداری را كه فراموش كرد به امید ثواب قضا كند. آداب نماز جعفر طیّار 1. از آداب نماز جعفر طیار این است كه در ركعت اول بعد از حمد، سوره زلزال و در ركعت دوم سوره عادیات و در ركعت سوم سوره نصر و در ركعت چهارم سوره توحید خوانده شود. 2. مستحب است كه در سجده دوم ركعت دوم، بعد از تسبیحات بگوید: «یا من لبس العزّ و الوقار، یا من تعطّف بالمجد و تكرّم به، یا من لا ینبغی التّسبیح الّا له، یا من احصی كلّ شیء علمه، یا ذا النّعمه و الطّول، یا ذا المنّ و الفضل، یا ذالقدره و الكرم، اسئلك بمعاقد العزّ من عرشك و منتهی الرّحمه بكتابك و بأسمك الأعظم الأعلی و كلماتك التّامّات ان تصلّی علی محمّد و آل محمّد و افعل بی كذا و كذا» سپس حاجتهایش را بگوید، به فارسی هم می تواند حاجاتش را درخواست كند. 3. بعد از فارغ شدن از نماز، مستحب است دعایی را كه شیخ طوسی و سید بن طاووس از مفضل بن عمر نقل كرده اند بخواند. مفضل می گوید: ابا عبدالله امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ را دیدم نماز جعفر طیار را می خواند و دستهایش را بلند كرد و به این دعا خدا را خواند: «یا ربّ یا ربّ» تا نفس قطع شد، «یا ربّاه یا ربّاه» تا نفس قطع شد، «ربّ ربّ» تا نفس قطع شد، «یا الله یا الله» تا نفس قطع شد، «یا حیّ یا حیّ» تا نفس قطع شد، «یا رحیم یا رحیم» تا نفس قطع شد، «یا رحمان یا رحمان» هفت مرتبه، «یا ارحم الرّاحمین» هفت مرتبه. سپس گفت: «اللّهمّ انّی افتتح القول بحمدك و انطق بالثّناء علیك و امجدك و لا غایه لمدحك و اثنی علیك و من یبلغ غایه ثنائك و امد مجدك و انّی لخلیقتك كنه معرفه مجدك و ایّ زمن لم تكن ممدوحاً بفضلك موصوفاً بمجدك عوّاداً علی المذنبین بحلمك تخلّف سكّان ارضك عن طاعتك و كنت علیهم عطوفاً بجودك جواداً بفضلك عوّاداً بكرمك یا لا اله الّا انت المنّان ذو الجلال و الإكرام». سپس حضرت به من فرمود: «ای مفضل اگر حاجت مهمی داری این نماز را به جا آور و با این دعا (خدا را) بخوان و حاجتت را (از خدا) بخواه كه خدا ان شاء الله برآورده می كند و به او اطمینان است».[1] نماز جعفر طیار را می توان به نیابت برای مردگان و شهدا خواند و هم چنین می تواند بدون نیابت ثوابش را هدیه كرد. هدیه كردن ثواب نماز به روح اموات و شهدا، هم درجات آنها را زیادتر می كند و هم اجر خود انسان را بیشتر می گرداند و هر چه هدیه شونده مقامش بالاتر باشد، اجر هدیه كننده بیشتر می شود. این نماز را به حساب نوافل شبانه روزی می توان گذارد، یعنی نافله را به این طریق می توان به جا آورد.[2] در حدیث رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده است در مقام كسی كه نماز جعفر گزارد، اگر بر او مثل ریگ بیابان و كف دریا گناه باشد كه می آمرزد مر او را حق تعالی.[3] [1] . تحریر الوسیله، ج 1، ص 244. [2] . تحریر الوسیله، ج 1، ص 245. [3] . مفاتیح الجنان، ص 692. http://www.andisheqom.com/Files/ebadat.php?idVeiw=1526&level=4&subid=1526 |
هفت جا، نفس خویش را حقیر دیدم
نخست: هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد،
دوم: آنگاه که در برابر از پاافتادگان، میپرید،
سوم: آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید،
چهارم: آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند، خود را دلداری داد،
پنجم: آنگاه که از ناچاری، تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست،
ششم: آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد، حال آن که یکی از نقابهای خودش بود،
هفتم: آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت.
(جبران خلیل)
اعمال شب عرفه
درباره شب عرفه روايت شده است كه دعاى خير در آن مستجاب است و كسى كه در
آن به فرمانبردارى خداى متعال مشغول شود پاداش صد و هفتاد سال را دارد. شب
مناجات بوده و كسى كه در آن شب توبه كند خداوند او را مى بخشد. و مستحب
است دعايى كه اول آن ((اللهم يا شاهد كل نجوى )) مى باشد، خوانده شود.
از مضامين اين مناجات گرانقدر غافل نشو. اگر اهلش باشى علومى در آن وجود
دارد كه سزاوار است مسلمانان تمام عمرش را صرف تحصيل آن نمايد. با زنده
دلى و حضور قلب با آن دعا كن نه با غفلت .
درباره اسماء، صفات و
كارهاى خداوند كه در آن آمده است انديشه نما كه اگر مقدار بسيار كمى از
حقايق آن را درك و بعضى از مرادات آن را بفهمى اين مطالب را باور خواهى
كرد.
منظور از نامهايى كه در اين دعا با آن به خدا سوگند ياد مى شود،
نام لفظى و زبانى است ، يا اسمى است كه وجود خارجى و عينى دارد؟ شايد با
تفكر در آن بخصوص در فرازهايى مانند: و باسمك الذى رفعت به السموات بلا عمد و سطحت به الارض ...؛
و به نامت كه با آن آسمانها را بى ستون برافراشته و زمين را گسترده نمودى
... دريابى كه مراد اسم عينى است . و نيز اين فراز: و باسمك السبوح القدوس البرهان الذى هو نور على كل نور، و نور من نور، و نور يضيئى ء منه كل نور اذا بلغ الارض انشقت ...؛
با نام سبوح ، قدوس و برهانت كه نور آن افزون از تمام نورها و نورى است از
نور و نورى است كه هر نورى از آن روشنى مى گيرد، و آنگاه كه به زمين رسد
شكافته مى گردد... با نامهاى لفظى سازگارى ندارد. زيرا اين صفات را در
نامهاى لفظى نمى توان تصور كرد مگر اين كه آنها را طورى تفسير كنيم كه به
نامهايى كه وجود خارجى دارند برگردند.
در اين مناجات و بيشتر
مناجاتهاى طولانى تصريح شده است كه وجود هر چيز و آفريدن آن فقط با نامهاى
خداست كه از اين مطلب نبايد غفلت نمود. بهمين جهت در اين معانى انديشه كن
، شايد با نور تفكر به علوم حقيقى كه تاكنون از آن غافل بوده اى و اسرار
وجود دسترسى پيدا كنى . همان كه در قرآن عزيز با عبارت ايمان به خدا،
فرشتگان ، كتابها و پيامبران او و روز قيامت ، به آن اشاره شده است . و
آنگاه نعمت كسى كه اين مطالب را به تو آموخته است سپاسگزارى كن .
از
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز ده تسبيح روايت شده است كه اگر
كسى آن را هزار بار بخواند، هر چيزى كه از خدا بخواهد به او عنايت مى
فرمايد مگر اين كه قطع رحم يا گناهى را درخواست نمايد.
زيارت امام حسين (عليه السلام ) در اين شب مستحب است .
از كارهاى مهم اين شب مراجعه به حاجيان معصوم (عليهم السلام ) در اول و
آخر آن است ، همانگونه كه بارها در اوقات شريف گفته ايم .
المراقبات
ذی الحجه
اين ماه، يکي از ماه هاي حرام سال است که خداوند متعال براي عبادت، زيارت، مسافرت ، و ترک جنگ و قتال مردم تعيين کرده است و در قرآن مجيد نيز به آن اشاره نموده و حفظ حرمت آن را بر همه مردم به ويژه مسلمانان، لازم و واجب دانست: اِنَّ عِدَةَ الشُّهورِ عند اللهِ اثنا عَشَرَ شَهراً في کِتابِ اللهِ،يومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأرضَ، مِنها اَربَعَةٌ حُرُمٌ، ذلِکَ الدينُ القَيمُ، فلا تَظلِمُوا فيهِنَّ اِن اَنفُُسَکُم. (1)
ماه هاي حرام سال عبارتند از: محرم، رجب، ذي قعده و ذي حجّه ؛ که از ميان آنها ماههاي ذيقعده، ذي حجّه و محرم الحرام به هم پيو سته اند ولي ماه رجب، منفرد واقع شده و به ماه حرام ديگري متصل نيست.
اين ماه از ماه هاي شريف و برجسته سال است و به خاطر بر خورداري از موقعيتهاي مهم عبادي،اجتماعي و تاريخي در جايگاه رفيع و منزلت عالي ديني ومذهبي قرار دارد.
زيرا دهه نخست آن از ايام معروف سال و روز هاي ويژه حج و زيارت خانه خدااست.
عيد سعيد قربان [اضحي]، عيد سعيد غدير، ماجراي مباهله وبسياري از رويدادهاو مناسبتهاي مهم ديني و مذهبي در اين ماه شريف قرار گرفته انددهه نخست ذي حجّه،ايام ويژه عبادت و تقرب الهي است.
قرآن کريم، در سوره حج، به آن اشاره کرد و فرمود:وَ يذ کُرُوا اسمَ اللهِ في أيامٍ مَعلُوماتٍ. (6)
يعني: تا خدا را در اين ايام معلوم ياد کنيد.
امام صادق(ع) در روايتي فرمود:ايام معلوم[د رآيه مذکور]دهه اول ذي حجّه است. (7)
پيامبر(ص) اسلام فرمود: روزهايي نيست، که عمل صالح درآن محبوبتر باشد نزد پروردگارسبحان، ازاين ده روز[دهه اول ذي حجّه]. گفتند:اي رسول خدا حتي جهاد در راه خدا؟
پيامبر(ص)حتّي جهاد در راه خدا،مگر کسي که با جان ومال خويش جهاد کند و برگشتي براي او نباشد [و در راه خدا به شهادت رسد]. (8)
اين روايت شريف نبوي، از طريق ابن اشناس بزّاز به گونه اي ديگر نقل گرديد، که پيامبر(ص) فرمود:هيچ يک از روز ها نزد خدا بهتر و پاداشش بيشتر از دهه اضحي [قربان] نيست.
شخصي گفت: حتي جهاد در راه خدا؟
پيامبر(ص):حتي جهاد در راه خدا، مگر کسي که با جان و مال خويش به جهاد پردازد
و همه چيز خود را در اين راه فدا کند (9)
در اين جا به برخي از أعمال عبادي اين دهه مبارک اشاره مي کنيم:
نماز شب هاي دهه اول.
امام جعفر صادق(ع) فرمود: پدرم محمد بن علي[امام محمد باقر (ع)]به من فرمود: پسرم! هيچ گاه در دهه اوّل ذي حجّه، خواندن دو رکعت نماز را ترک مکن. اين نماز ميان مغرب و عشا خوانده مي شود و در هر رکعت، پس از قرائت سوره حمد و سوره توحيد [قل هو الله احد ]،اين آيه خوانده شود:وَ واعَدنا مُوسي ثَلا ثينَ لَيلةً... (10)
هر کسي اين نماز را بخواند،حاجيان را در پاداش حجشان شريک خواهد بود، اگر چه خود به حج نپرداخته باشد. (11)
2-روزه گرفتن نه روز اول اين دهه که بنا به روايتي از امام موسي کاظم(ع) پاداش روزه تمام عمر را دارد. (12)
3- خواندن دعاهاي مأثور، از جمله دعايي که از روز اول تاروز عرفه،در عقب نماز صبح و پيش از نماز مغرب خوانده مي شودو امام صادق(ع) آن را د راين ايام مي خواند و آن عبارت است از: اللهم هذه الايام التي فضلتها علي الايام و شرفتها... (13)
و خواندن پنج دعايي که جبرييل امين براي حضرت عيسي(ع)هديه آورد و آن دعا عبارت
است: أشهد ان لا اله الا الله، وحده لا شريک له، له الملک و له الحمد... (14)
هم چنين خواندن تهليلاتي که از حضرت امير مؤمنان،امام علي(ع)، نقل شد و داراي ثواب بسيار است و اگر روزي ده بار خوانده شود،بهتر است و آن عبارت است از:لا اله الاّ الله عدد الليالي و الدهور، لا اله الاّ الله عدد امواج البحور... (15)
به هر روي، اين ايام، ايام مغتنمي است که خداوند سبحان به بندگانش ارزاني داشته و بندگان نيز با أعمال و کردار خويش، خود را به خدايشان نزديکتر کرده و رابطه خود را با او صميمي تر وعميق تر مي کنند. (16)
پی نوشت:
1. سوره توبه [9]، آيه36 2. الخصال [شيخ صدوق]، ج1، ص225 3. حليةالاوليا [ابو نعيم اصفهاني]،ج6،ص15 4. المراقبات [ميرزا جواد ملکي تبريزي]، ص419 5. الا قبال بالاعمال الحسنة[سيد بن طاووس]، ج 2، ص31 6. سوره حج [22]، آيه 28 7. الاقبال بالاعمال الحسنه [سيد بن طاووس]،ج 2، ص 34 8. همان 9. همان، ص 35 10. سوره اعراف[7]، آيه162 11. الاقبال بالاعمال الحسنه،ج2، ص35 12. همان، ص 48 13. همان،ص 45 14. همان، ص 46 15. همان،ص 47 16. نک: المراقبات [ميرزا جواد ملکي تبريزي]، ص421 ؛ مفاتيح الجنان[شيخ عباس قمي]،اعمال دهه اول ذي حجة.
http://erfan.ir/farsi/occasion/haj/article1.html
اعمال روز دحو الأرض در کتاب «المراقبات»
فردا سه شنبه 11 آبان 1389 مصادف با 25 ذی قعده روز دحو الارض است
مفهومشناسی دَحْوُ الأرْض (1)
دحوالارض را به گسترش زمین از زیر کعبه تفسیر کردهاند. (2)
امام رضا علیه السلام دراینباره میفرماید: «روز بیست و پنجم ذیقعده روز ولادت ابراهیم خلیل (علیه السلام) و عیسی مسیح (علیه السلام) است و روزی است که زمین از زیر کعبه گسترده شده است». (3)
همچنین نقل شده است که در چنین روزی حضرت آدم (علیه السلام) به زمین هبوط کرده است. (4)
دَحْوُ الأرْض در کلام خدا
به گفته مفسّران، آیه شریفه «وَ الْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها» (6) اشاره به دحوالارض دارد و گفتهاند: «منظور از آن نیز این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آبهای حاصل از بارانهای سیلابی نخستین فراگرفته بود. این آبها به تدریج در گودالهای زمین جای گرفتند و خشکیها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گستردهتر شدند تا به وضع فعلی درآمدند.» (7) و نخستین برآمدگی نیز که آشکار شد، کعبه بوده است.
در اینباره در آیه دیگری به بیانی دیگر میخوانیم: «وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْاَرْضَ» (8)
در تفسیر این آیه نیز آمده است: «خداوند زمین را بهگونهای گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد؛ گودالها و سراشیبیهای تند و خطرناک را به وسیله فرسایش کوهها و تبدیل سنگها به خاک پر کرد و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت؛ درحالیکه چینخوردگیهای نخستین آن، بهگونهای بودند که اجازه زندگی به انسان را نمیدادند». (9)
برخی از اعمال و آداب روز بیست و پنجم ذیالقعده: (10)
1. روزه گرفتن که این روز، یکی از چهار روزی است که در تمام سال، به فضیلت روزه ممتاز است.
2. ذکر فراوان خدا
3. خواندن دو رکعت نماز، نزدیک ظهر به این کیفیت: در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره الشّمس بخواند و آنگاه بعد از سلام نماز بگوید: «لا حَوْلَ و لا قوَّهَ اِلّا بِالله العلی العظیم» و سپس این دعا را بخواند: یا مُقیلَ الْعَثَراتِ اَقِلْنی عَثْرَتی یا مُجیبَ الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتی یا سامِعَ الْاَصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتی وَ ارْحَمْنی و تَجاوَزْ عَنْ سَیئاتی وَ ما عِنْدی یا ذَالْجَلالِ وَ الْاِکْرام. (11)
4. خواندن دعایی که با این عبارت شروع میشود: اللّهمّ یا داحِی الْکعبهَ وَ فالِقَ الْحَبَّة... (12)
اعمال روز دحو الأرض در کتاب «المراقبات» (13)
1. آگاهی از نعمتهای الهی این روز
كار مهم در این ماه آگاهى از نعمتهایى است كه خداوند در روز «دحوالارض ؛ گسترش زمین» به بشر ارزانى داشته است. زیرا آگاهى از نعمت و كم و كیف آن اولین مرتبه شكر است. همانگونه كه در روایات بر این مطلب تصریح و در علم اخلاق ثابت شده است.
در روایات زیادى آمده است كه در بیست و پنجم ذى القعده كعبه نصب گردیده، زمین گسترده شده، آدم پایین آمده، خلیل و عیسى (علیهما السلام) متولد شدند و رحمت پخش شده است.
از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده است كه فرمودند: «اولین رحمتى كه از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذى القعده بود. كسى كه این روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت. هر گروهى كه در این روز براى ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آیند، پراكنده نمى گردند مگر این كه خواسته آنان داده مى شود. در این روز یك میلیون رحمت نازل مى شود كه نود و نه هزار تاى آن براى روزه داران این روز و عبادت كنندگان این شب خواهد بود.»
2. دو ركعت نماز در این روز
که در بالا گذشت
3. نیز مستحب است دعایى را كه اول آن «یا داحى الكعبة» است بخواند.
پی نوشت ها:
(1) اشارات، شماره 115
(2) سیدمصطفی حسین دشتی، معارف و معاریف، ج 3، ص257
(3) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 97، ص122
(4) میرزا جواد ملکی تبریزی، مراقبات، ج 2، ص186
(5) اشارات، شماره 115
(6) نازعات/ 30؛ و زمین را بعد از آن با غلتانیدن گسترش داد
(7) گروهی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج26، صص 100 و 101
(8) رعد/ 3؛ و اوست کسی که زمین را گسترش داد
(9) گروهی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج10، ص 113
(10) شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، باب دوم، اعمال ماه ذیالقعدة...
(11) وسائلالشیعة، ج8، ص182؛ إقبالالأعمال، ص314؛ المصباحللكفعمی، ص657
(12) إقبالالأعمال، ص312؛ البلدالأمین، ص243؛ المصباحللكفعمی، ص658؛ مصباحالمتهجد، ص669
(13) مراقبات، صص 186 تا 194
http://www.tebyan.net/hawzah/hawzah_daycalendar/2010/11/1/142206.htmlالمراقبات: شب مبارك نيمه ذى قعده
زيرا پاداش خيلى بزرگ است ؛ پاداشى چون پاداش صد ملازم مسجد كه در عمر خود حتى در يك
اگر انسان به كسى چنين وعده هايى بدهد، بى تفاوت از كنار اين وعده ها نخواهد گذشت . بخصوص اگر بداند كه او مى تواند به وعده هاى خود عمل نمايد. و همين كه احتمال توانايى بر انجام وعده هاى او را بدهد براى عمل كردن به دستورات او كافى است .
چشم بهم زدن نيز نافرمانى خدا را ننموده ايد. اين پاداش قابل مقايسه با هيچيك از سعادتها، داراييها و شاديهاى دنيا نيست . و وقتى كه سود زياد باشد، گر چه احتمال آن ضعيف هم باشد عقل حكم به انجام آن عمل براى رسيدن به آن سود مى كند. كه در اينجا احتمال سود ضعيف هم نيست . زيرا ((اخبار تسامح ))در دليل اعمال مستحبى سند اين روايت را معتبر گردانيده و احتمال آن قوى مى شود. به رغبت و اشتياق خود براى بدست آوردن كالاهاى اين دنياى پستى كه بقائى نداشته ، با تلخيهاى فراوان همراه و مانع رسيدن نور است بنگر و ببين براى رسيدن به آن و اندوختن آن با احتمال ضعيفى وطن ، آسايش و خانواده را ترك و به مسافرت مى روى . بيابانهاى وسيع را در نورديده ، درياها را زير پا گذاشته و از جنگلها عبور مى كنى و نهايت آرزوى تو اين است كه مثلا از اين سفرها به هزار دينار برسى . در حالى كه احتمال مى دهى به آرزوى خود نرسيده و حتى مال ، جان و آبرويت بخطر افتاده و يا با مرگ دست و پنجه نرم كنى ولى باز هم حاضر نيستى از هدف خود دست برداشته و با اين عذرها از جديت و تلاش دست بردارى
پس با توجه به اين كه نعمتهاى آخرت پايدار و بدون هيچ رنجى است و با اين گونه اعمال بطور يقين مى توان به آن رسيد، چرا عمل نمى كنى . و اگر نقص در خود انسان باشد نيز مى توان آن را رفع كرده و سپس به انجام عمل پرداخت . آيا در اين صورت بى تفاوتى در مقابل اين پاداشها علتى جز ضعف ايمان يا بيمارى قلب كه ناشى از حب دنياست ، خواهد داشت .
ويژگى طاعت و عبادت اين شب
طاعت
و عبادت ، در اين شب از اين جهت كه مشهور نبوده و مردم كمتر، در آن به
طاعت خدا مشغول مى گردند، آن را از ساير شبهاى مشهور ممتاز مى گرداند. كه
اين مطلب نزد اهل مراقبت مهم است . زيرا توجه ، در زمان غفلت عموم ، از
مراقبات مهم و باعث سرعت اجابت است . و نيز اعمال نزد خداوند بزرگتر و به
قبول نزديكتر و اجر بيشترى دارد. پس با تمام جديت و اشتياق براى اجابت
دعوت منادى به كرامت خداى متعال اقدام نموده ، فرصت را غنيمت شمار و از
خواب برخيز. چون بزودى مصيبت مرگ سراغت مى آيد كه بعد از آن نمى توانى ذره
اى از اين منافع بزرگ را بدست آورى . هنگام ديدن فرشته مرگ بيدار شده و يك
سال مهلت مى خواهى ولى مى گويد سالهاى زيادى را از دست دادى .
مى گويى :
يك روز؛ مى گويد: روزهاى زيادى را سپرى كردى . به يك
ساعت راضى مى شوى ولى اين فرصت را به تو نمى دهد. و با افسوس زياد بخاطر از دست
دادن ايام فرصت و زمان مهلت مى ميرى . چه افسوس سخت و چه اندوه جانكاهى !
ماه ذی قعده و نماز روز یکشنبه اش از کتاب شریف المراقبات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (1)
این ماه از ماه های حرام است که حق تعالی در قرآن ذکر فرموده و سید ابن طاوس روایتی نقل کرده که ذی قعده محل اجابت دعاست در وقت شدت و در روز یکشنبه این ماه نمازی بافضیلت بسیار از رسول اکرم ص روایت کرده که مجملش آن است که هر که آن را بجا بیاورد توبه اش مقبول و گناهانش آمرزیده شود و خصما او در روز قیامت از او راضی گردند و مغفرت شامل حال او و والدین و ذریه او گردد و توسعه رزق پیدا کند و ماک الموت با او در وقت مردن مدارا کند.
(نماز یکشنبه های ماه ذیعقده)
توبهای منقول از پیامبر اكرم صلواتاللهعلیه و فضیلت توبه و استغفار
برای بدست آوردن طاعت خدا در این ماه قبل از هر چیز از تمام مسائلی كه قبلا گرفتار آن بودی توبه كن؛ توبهای صادقانه.
از
رسول خدا صلوات الله علیه روایت شده است كه در روز یكشنبه ماه ذیالقعده
فرمود: مردم! كدامیك از شما میخواهید توبه كنید؟ راوی میگوید: گفتیم:
رسول خدا! همه ما میخواهیم توبه كنیم. حضرت فرمودند: غسل كرده، وضو گرفته
و چهار ركعت نماز بجا آورید(هر دو رکعت به یک سلام مانند نماز صبح). در هر
ركعت یك بار (فاتحةالكتاب)، سه بار (قل هو الله احد) و یك بار معوذتین (قل
اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق) بخوانید. آنگاه هفتاد بار استغفار
نموده و در پایان بگویید :لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ آنگاه بگویید:
يا عَزيزُ يا غَفَّارُاغْفِرْ لى ذُنُوبى وَذُنُوبَ جَميعِ المُؤمِنينَ وَالْمُؤمِناتِ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُالذُّنُوبَ اِلاَّ اَنْتَ
ای عزیز! ای بخشاینده! گناهان من و گناهان تمام مردان و زنان مؤمن را ببخش كه جز تو كسی گناهان را نمیبخشد.
آنگاه فرمود: بندهای از امت من چنین عملی را انجام نمیدهد مگر این كه از آسمان به او ندا میرسد: بنده خدا! عمل را از نو شروع كن كه توبه تو قبول، و گناهانت بخشیده شد. فرشته دیگر از زیر عرش ندا میكند: ای بنده! مبارك باد بر تو و بر خانواده و خاندانت. منادی دیگری صدا میزند: در روز قیامت، دشمنانت را از تو راضی مینمایند فرشته دیگری ندا میكند: ای بنده! با ایمان از دنیا میروی. دینت از تو گرفته نشده و قبر تو نورانی و وسیع خواهد شد. منادی دیگر صدا میزند: پدر و مادر راضی میشوند، گرچه خشمگین باشند؛ پدر و مادر، تو و خاندانت بخشیده شده و در دنیا و آخرت خوش رزق خواهی بود. جبرئیل ندا میكند: من با فرشته مرگ پیش تو آمده و به او دستور میدهم كه با تو خوش رفتار بوده، بخاطر مرگ آسیبی به تو نرسانیده و بنرمی روح را از بدنت خارج نماید. گفتیم: رسول خدا! اگر كسی در زمان دیگری چنین بگوید چطور؟ فرمودند: چیزهایی را كه گفتم برای او نیز خواهد بود. جبرئیل این مطالب را در شب معراج به من گفت.
امام باقر علیهالسلام فرمودند: خداوند از توبه بنده خود بیش از شخصی كه در شب دراز و بسیار تاریك مركب سواری و آذوقه خود را گم كرده و سپس پیدا كند، خوشحال میشود.
و نیز از امیر المومنین علیهالسلام روایت شده است كه به شخصی كه در حضور حضرت گفت: استغفرالله، فرمودند: مادرت به عزایت بنشیند. میدانی استغفار چیست؟ استغفار درجه بلند مرتبگان بوده و شش شرط دارد: اول - پشیمانی از گذشته. دوم - تصمیم بگیری كه هیچگاه آن را انجام ندهی. سوم - این كه حقوق تمام مخلوقات را ادا كرده تا جایی كه خداوند را سبكبار دیدار نمایی. چهارم - تمام واجباتی را كه ضایع كردهای جبران نمایی. پنجم - گوشتی را كه از مال حرام روئیده با اندوه ذوب كرده تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت جدیدی بوجود آید. ششم - رنج فرمانبرداری را به جسم بچشانی، همانگونه كه شیرینی گناه را به آن چشانیدهای. و در این هنگام بگو: استغفرالله.
راز مهم برای ارامش زندگی ایرانی
در دنیای پراضطراب و سراسر استرس امروز، آرامش و راحتی خیال نعمتی است كه بسیاری آرزوی آن را دارند. اما برای رسیدن به آرامش تنها آرزو كافی نیست، بلكه باید قدم پیش نهاد و كاری كرد. آن چه در پی می آید برخی تكنیك های روانشناختی است كه ضمن كمك به رفع تشویش و نگرانی، آرامش، نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشد.
راز اول: با خدا ارتباط برقرار كنید
حداقل نیاز انسان به روح خدایی، مانند احتیاج نوزاد است به مادر. به همان میزان كه جسم برای ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی و روح ربانی محتاج است. آرامش جان، زمینی حاصلخیز است كه دانه های "خواست و نیاز" در آن به خوبی می روید، نیازهای به حق خود را در یاد خداوند كه آرامش جان و قلب است، بكارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه كسی است كه او همراه خداوند باشد. با توجه به خداوند و خواندن نام های او، همراهی و پشتیبانی خدا را به سوی خود جلب كنید. انسان همان است كه به آن توجه می كند، پس به خداوند توجه كنید تا الهی شوید! به خدا توكل كنید. هرچه ارتباط شما با خدا، "آن نیروی عظیم و خرد لایتناهی" بیشتر و بیشتر شود، آرامش و نشاط بیشتری را در خود تجربه می كنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است: "اگر مرا یاری كنید، شما را یاری می كنم و قدم هایتان را استوار می گردانم." یار خدا بودن یعنی بر اساس قوانین الهی رفتار كردن، گناه نكردن، كمك به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و غیره. "یار خدا بودن" در واقع همان "یاری كردن به خود" است.
راز دوم: مثبت فكر كنید
هر فكر، صورتی از انرژی است كه در جهت نیكی یا بدی خود تولید می كنیم. با اندیشیدن به افكار بهشتی با نیروی بهشتی مرتبط می شویم، شادی را احساس می كنیم و آفتاب سرور را هر جا كه رویم، می تابانیم. یاد بگیرید كه احساس هایتان را از طریق افكار مثبت مهار كنید. به دقت افكارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامی كه یك فكر منفی هجوم می آورد، خودتان را وارسی و به جای آن یك فكر مثبت جایگزین كنید. ذهن مثبت، اوضاع مثبت را به خود جلب می كند. به خاطر داشته باشید كه عالم، به نیات ما پاسخ می دهد. افكار و عقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع می شود و به جهان بیرون راه می یابد و محیط سعی می كند آنچه را كه می خواهیم، به ما هدیه كند. راز توفیق آن است كه میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود و دیگران همیشه بهترین ها را بخواهیم. چرا كه حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم، آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود. چه زیباست كه بهترین نیات و آرزوها و افكار را برای خود و دیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش و شادی برسیم.
راز سوم: قضاوت خود را به تأخیر بیندازید
در این جهان، هیچ حادثه ای برحسب تصادف نداریم و در همه وقایعی كه روی می دهند، لطف و رحمت الهی نهفته است. تمام حوادث برای ما پیام هایی دارند كه سبب تكامل روحمان می شوند. مثلاً شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممكن است تا زمانی كه زنده هستید متوجه نشوید. زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی ادراك ما و جزء اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حكمت خداوند با هوش محدودمان، مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است. همچنین در ذهن الهی از دست دادنی ای وجود ندارد و اگر شما به ظاهر چیزی را از دست می دهید، معادل آن شیء و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء به عنوان وسیله ای برای تكامل و زیبایی روح شما هستند. بیایید كاملاً بپذیریم كه در هر موقعیت نامطلوب، نیكی پنهانی برای همه وجود دارد. "ساقی هر چه ریزد از لطف اوست."
راز چهارم: بر آرامش درونی تمركز كنید
در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نیست كه در هر زمانی از روز چه اتفاق بیفتد. هرچه مسائل به نظر مشكل و پردردسر بیایند و هرچه قدر هم كه بخواهیم كارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم، باید فقط به خلوتگاه درون خویشتن برگردیم و آرامش درونی پیدا كنیم. برای دسترسی به خلوتگاه درونی، چشم هایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور كنید. این فضا جایی است كه ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد- به آن جا بروید. از دور دست، استاد معنوی تان از راه می رسد؛ در گوشتان زمزمه می كند: "هرجا می توانید خوبی كنید، در هرچه می توانید، به هرشكل كه می توانید، هر وقت كه می توانید، به همه اشخاصی كه می توانید و تا زمانی كه می توانید." نور سفیدی فضای دلتان را آرام می كند، سپس بر این آرامش حاصل شده تمركز كنید.
راز پنجم: از آنچه هستید راضی باشید
بدن وسیله زندگی است نه جوهر آن. آن قدر كه ما انسان ها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم، یك درخت با تنه اش مشخص نمی شود. تجربیات ما باید مثل شاخه های درخت به ما شكل بدهد، ولی این كار را نمی كند. فقط جوهره وجودمان است كه با شرایطی محیطی از بین نمی رود، شكسته نمی شود و یا در معرض دید و بررسی دیگران قرار نمی گیرد. وجود داشتن، پرمعنا و پرمفهوم است: من وجود دارم، من هستم، من اینجا هستم، من در حال شدن هستم، تنها من هستم كه زندگی ام را می سازم و... هر كدام از ما انسان ها در این دنیا مأموریت خاصی داریم. با كمك كردن به دیگران و مهرورزی به آنان، باعث تكامل روحمان می شویم. رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار كردن است و زندگی ما به منزله یك سفر است و هدف نیست. منظور از بیداری، فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است. مانند: بیداری روحی، بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... بیداری به زمان، مكان و خلاصه در یك كلام "بیداری الهی"!
راز ششم: به دستورات اخلاقی احترام بگذارید
از كنجكاوی كردن در زندگی دیگران دوری كنید. از خواندن نامه های شخصی و دفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مكالمات خصوصی آن ها اجتناب كنید. بدون درزدن و اجازه گرفتن وارد هر مكانی نشوید. سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید. تلاش نكنید كه به زور، افكار و عقاید دیگران را تغییر دهید. زیرا در صورت رعایت نكردن این دستورات، آرامش خود را بر هم می زنید. به پدر و مادر خود نیكی كنید. با آنان با صدای بلند صحبت نكنید. "بتی. جی. ایدی" می گوید: "زمانی كه شما به درگاه خداوند دعا می كنید، این دعاها به صورت شعاع های نورانی به طرف آسمان بالا می روند و فرشته ها برای اجابت آن به زمین می آیند. ولی در میان این شعاع های نورانی یكی از همه فوق العاده قطورتر و نورانی تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن سریع به آن مورد رسیدگی می كنند. این پرتو قدرتمند و خیره كننده مربوط به دعای مادر در حق شما است. دعای مادر خالصانه ترین دعاهاست." چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید و نیازهای آنان را تأمین كنید، زیرا كه مهر و نیكی به آنان، سبب آرامش و نشاط در شما می شود.
راز هفتم: دید جدیدی پیدا كنید
پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند و هنگامی كه از زاویه ای خاص به آنها نگاه می كنید، درخشش و زیبایی بی نظیری دارند. خیلی از مسایل در زندگی، هنگامی ارزش خود را نشان می دهند كه از زاویه درست دیده شوند؛ ولی نگرش های متشابه و كلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشكل می سازد. اگر به هر مسأله ای از زاویه ای درست نگاه كنید، در آن چیزهای باشكوه و زیبایی خواهید دید. سعی كنید همه چیز و همه كس را با چشم های تازه ای ببینید كه از طریق عادت، تیره و تار نشده اند. با این روش، شما می توانید ثروت های نامحدودی را كشف كنید. به خاطر داشته باشید كه اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها و اشخاص نگاه كنید، هر شخص یا هر شیء از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام زیبایی به همراه خواهد داشت. فلورانس می گوید: "تمام انسان ها همچون حلقه های طلایی هستند در زنجیره خیر و صلاح من."
راز هشتم: صفت های مثبت خود را افزایش دهید
از غیبت، تهمت، قضاوت نسنجیده در مورد افراد یا حوادث، حسادت، كینه، دروغ، جر و بحث كردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز كنید. زیرا با انجام دادن این گونه اعمال تراكمی از نیروهای منفی را به دور خودتان جمع می كنید، كسی كه از این همه نیروهای منفی عذاب می كشد، خودتان هستید. زمانی كه به دیگران خوبی و كمك می كنید، تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند، هنگامی كه وضو می گیرید، الكتریسیته های ساكن را به سطح بدن خود می آورید؛ آب نیز رسانا است و شما امواج آلفا (امواج آرامش بخش) تولید می كنید. با كشیدن مسح سر، این امواج را به كورتكس مغز انتقال می دهید و باعث می شوید كه ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد. با مسح پا، انتقال امواج آلفا را در اندام های پایینی سرعت می بخشید. بیشترین منطقه ای كه در روی كره زمین امواج آلفا دارد، كعبه است. زمانی كه شما نماز می خوانید و در جهت خانه خدا قرار می گیرید و ۷ قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا می كند، امواجی را دریافت می كنید كه باعث آرامش شما می شوند. برای افزایش نیروهای مثبت خود می توانید در یك وان حمام، پر از آب و نمك، به مدت ۲۰ دقیقه قرار بگیرید. در بطری های رنگی آب خوراكی بریزید و به مدت ۲ ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید؛ سپس آن ها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید. بدون كفش و جوراب روی چمن راه بروید؛ زیرا طبیعت منبع انرژی نیروهای مثبت است.
راز نهم: حس ها را از همدیگر، جدا كنید
اغلب، ما به این مسأله توجه چندانی نداشته ایم كه حواس پنجگانه خود را از یكدیگر تفكیك و آن ها را به صورت مجزا از یكدیگر حس كنیم. ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی پرورش دهید. امروز بر بینایی تمركز كنید، فردا برمزه، روز بعد بر بویایی و ... مثلاً: زمانی كه در حال دوش گرفتن در حمام هستید، قطرات آب را روی بدن خود احساس كنید و از این كه باعث تمیزی و آرامش شما می شود، لذت ببرید. موقعی كه در حال غذا خوردن هستید فقط بر طعم و مزه غذا تمركز كنید. وقتی در حال ریختن چای در استكان هستید، به صدای ریزش آن گوش دهید. به این ترتیب، شروع به جدا كردن تجربیات حسی تان از یكدیگر كنید و از بابت هر كدام لذت ببرید.
راز دهم: وسایل اضافی را از محیط زندگی تان خارج سازید
اشیاء درون خانه تان را لمس كنید و از خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ كتاب ها را از درون قفسه بیرون بیاورید و ببینید آیا دوباره قصد خواندن این كتاب ها را دارید. هر شیء یادگاری را بررسی كنید و از خودتان بپرسید آیا هنوز لحظه ای را كه این شیء به یادم می آورد، برایم مهم و با ارزش هستند؟ لباسهایتان را باز كنید و توجه كنید كه آیا به تمام این لباس ها احتیاج دارید و از آخرین باری كه آنها را پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟ بعد از این بررسی كاملی كه به عمل می آورید تمام وسایل و لباس های اضافی تان را یا به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج كنید. زیرا كه هر شیء انرژی خودش را دارد و اگر به كار نرود در خانه به آب راكد تبدیل می شود. همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردند. پس باید مراقب باشید و بگذارید انرژی آزادانه جریان یابد و آب جاری گردد. اگر كهنه ها را نگه دارید، تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابد. پس برای چرخش انرژی و پیشرفت در زندگی تان وسایلی را كه مورد احتیاج تان نیست از محیط خارج سازید
منبع : اینترنت
شاید اگر همین شکل عمل ترک نشود گاهی اوقات ....
منبع: المراقبات /حاج میرزا جواد ملکی تبریزی
ابن عباس آيا نمازى به تو ياد ندهم كه در صورت بجا آوردن آن ....
«رسول خدا درود و سلام خدا بر تو. خوشا بحال كسى كه شب قدر را ببيند، فرمودند: ابن عباس آيا نمازى به تو ياد ندهم كه در صورت بجا آوردن آن در هر شب، بيست بار و بيشتر، شب قدر را ببينى. عرض كردم: بفرماييد - درود خدا بر تو. فرمود: يك نماز چهار ركعتى بعد از نماز مغرب و قبل از نماز «وتر» بجا مىآورى، در هر ركعت يك بار فاتحة الكتاب و سه بار سوره جحد و سه بار سوره توحيد مىخوانى، و بعد از سلام سيزده بار «استغفر اللّه» مىگويى. بحق كسى كه من را به پيامبرى برانگيخت، كسى كه اين نماز را بجا آورد و در آخر آن سيزده بار تسبيح بگويد و از خدا آمرزش بخواهد، شب قدر را خواهد ديد. و روز قيامت شفاعت او در مورد هفتصد هزار نفر از امتم قبول مىشود.
المراقبات
انتخاب با توست
مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود
مرد سالخورده ای از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حال
پریشانش شدو کنارش نشست
مرد جوان بی اختیار گفت: عجیب آشفته ام و همه چیز در زندگی ام به هم ریخته است. به
شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟
مرد سالخورده برگی از درختی کند و آن را داخل نهر آب انداخت و
گفت:به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آب
می سپارد وبا آن می رود
سپس سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت
و داخل نهر انداخت . سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق
آب کنار بقیه ی سنگ ها قرار گرفت
مرد سالخورده گفت: این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست
بر نیروی جریان آب غلبه کند و درعمق نهر قرار گیرد
اما امواجی را روی آب ایجاد کرد و بر جریان آب تاثیر گذاشت
حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را ؟
مرد جوان مات و متحیر به او نگاه کرد و گفت: اما برگ که آرام نیست
او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست!؟
لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان
دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم
مرد سالخورده لبخندی زد و گفت: پس حال که خودت انتخاب کردی
چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟
اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم
داشته باش و محکم هر جایی که هستی باش و آرام و قرار خود را از دست مده
در عوض از تاثیری که بر جریان زندگی داری خشنود باش
مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و
از مرد سالخورده پرسید: شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را
انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟

پیرمردلبخندی زد و گفت: من تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق
رودخانه هستی به جریان زندگی سپرده ام
و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد
از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم
من آرامش برگ را می پسندم
ولی می دانم که خدایی هست که هم به سنگ توانایی ایستادگی را داده است
و هم به برگ توانایی همراه شدن با افت و خیزهای سرنوشت
دوست من ....برگ یا سنگ بودن
انتخاب با توست
http://assrar.blogfa.com/post-69.aspx

چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست؛ بی چراغ دل آگاه به این راه مرو