هفت جا، نفس خویش را حقیر دیدم
نخست: هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد،
دوم: آنگاه که در برابر از پاافتادگان، میپرید،
سوم: آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید،
چهارم: آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند، خود را دلداری داد،
پنجم: آنگاه که از ناچاری، تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست،
ششم: آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد، حال آن که یکی از نقابهای خودش بود،
هفتم: آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت.
(جبران خلیل)
+ نوشته شده در ساعت توسط مندیر
|
چاه این بادیه از نقش قدم بیشترست؛ بی چراغ دل آگاه به این راه مرو